ما به عنوان یک مربی، تسهیلگر و معلم هنر همواره به جستجوی راهبردهایی برای درک بهتر مفاهیم و معانی و پیوند زدن آن ها با سایر زمینه های دانش هستیم. ما در عصر ایدهها و الگوهای نوین در رشته ی آموزش هنر زندگی میکنیم. پيشرفت های اخیر در سه عرصهی: هنر معاصر، نظريه ی یادگیری و آموزش هنر حاکی از ضرورت کاربرد رویکردهای معاصرند و چنین تغیيری به منابع الهام و راهکارهای نوین نیازمند است. با وجود آنکه این سه عرصه هر یک دارای مولفه های مخصوص به خود هستند، در یک اصل اتفاق نظر دارند: پيوند مفاهیم، ایده ها و تمرين های رشته ی آموزش هنر با پژوهش ها و مفاهیم سایر رشته های آموزشی. چنین رویکردی را تلفیق هنر اصولی میخوانم و آن را بنیان آموزش هنر نمونه میدانم. در این شماره از پژوهشنامه، ابتدا بنیان های این رویکرد و توصیفی از تلفیق هنر اصولی را ارائه میکنیم و پروژه ای به صورت نمونه برای نشان دادن روش اجرای آن در عمل و در کلاس هنر ارائه میدهیم.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.